الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

256

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

سپس امام عليه السلام سوگند مىخورد و با كلماتى شديد او را تهديد مىكند و مىفرمايد : « به خدا سوگند ! ( در صورت تخلف از اين دستور ) هرجا باشى به سراغ تو خواهند آمد و تو را رها نخواهند ساخت تا گوشت و استخوانت و تر و خشكت به هم درآميزد و حتى نتوانى بر زمين بنشينى و ( تو را چنان محاصره مىكنند كه ) از پيش رويت همان‌گونه خواهى ترسيد كه از پشت سرت » ؛ ( وَايْمُ اللَّهِ لَتُؤْتَيَنَّ مِنْ حَيْثُ أَنْتَ ، وَلَا تُتْرَكُ حَتَّى يُخْلَطَ زُبْدُكَ « 1 » بِخَاثِرِكَ « 2 » ، وَذَائِبُكَ بِجَامِدِكَ وَحَتَّى تُعْجَلَ عَنْ قِعْدَتِكَ « 3 » وَتَحْذَرَ مِنْ أَمَامِكَ كَحَذَرِكَ مِنْ خَلْفِكَ ) . اين تعبيرات كه از فصاحت و بلاغت خاصى برخوردار و دقيقاً مطابق مقتضاى حال است مشتمل بر كناياتى « ابْلَغُ مِنَ التَّصْريح » مىباشد . معناى تحت اللفظى « حَتَّى يُخْلَطَ زُبْدُكَ بِخَاثِرِكَ » اين است كه كَرهء تو با دوغ تو مخلوط شود . مىدانيم هنگامى كه ماست را كاملًا مىزنند كره روى آن جمع مىشود و بقيه كه دوغ است در زير قرار مىگيرد . حال اگر آن را گرم و داغ كنند دوباره چربى كره با دوغ مخلوط مىگردد و اين تعبير كنايه از فشار شديدى است كه بر شخصى وارد كنند كه همه چيز او درهم آميزد . تعبير به « ذَائِبُكَ بِجَامِدِكَ ؛ تر و خشكت به هم درآميزد » نيز كنايه‌اى شبيه آن است و جملهء « حَتَّى تُعْجَلَ عَنْ قِعْدَتِكَ » گاه نيز اين‌گونه تفسير شده كه حتى به تو اجازه نمىدهند كه بر زمين بنشينى و تو را از قصر فرماندارى بيرون مىاندازند و گاه گفته شده كه معناى آن اين است كه در بازنشستگى و بركناريت تعجيل خواهد شد .

--> ( 1 ) . « زُبْد » به معناى چيزى است كه روى آب يا روى شير جمع مىشود و به سرشير ، خامه و كره نيز اطلاق‌مىگردد ( 2 ) . « خاثِر » از ريشهء « خَثْر » بر وزن « عصر » به معناى غليظ شدن گرفته شده و به دوغ غليظ كه به هنگام زدن ماست براى كره گرفته در مشك باقى مىماند « خاثِر » مىگويند و تعبير بالا كه امام مىفرمايد : « زُبْد و خاثِر تو به هم آميخته مىشود » كنايه از اين است كه تمام زندگى تو به هم مىريزد ( 3 ) . « قِعْدَة » به معناى حالت نشستن و يا جاى نشستن است